خط داستانی
مرلین، پسر جاودانه بارد تالیسان و شاهزاده آتلانتین، شاریس، در طول تربیت تراژیکش، سقوط به جنون و ناپدیدی شوکهکنندهاش پیگیری میشود تا به افسانهای که پیرامون اوست منتهی میشود. این داستان پیش از تولد شاه آرتور اتفاق میافتد؛ مرلین که به نظر مرده یا یک افسانه است، در بریتانیای پس از روم حضور دوباره مییابد تا پایتختهای فرومردن را که در معرض تهدید حملهگران ساکسون هستند، تحت عنوانی واحد گرد هم آورد.