ای کاش کسی در جایی منتظر من بود
I Wish Someone Were Waiting for Me Somewhere
در خانه خانوادگی زیبا، در پایان تابستان، مونیك جشن تولد 70 سالگی خود را در کنار 4 فرزندش که به این مناسبت آمدهاند، جشن میگیرد. ژان-پییر، بزرگتر، که پس از مرگ پدرش نقش سرپرست خانواده را بر عهده گرفته؛ ژولیت، که در 40 سالگی باردار اولین فرزندش است و هنوز رویای نویسنده شدن را در سر دارد؛ مارگو، هنرمند رادیکال خانواده، و ماتیو، 30 ساله، که نگران جلب توجه سارا زیبا است. روزی یکی از آنها تصمیمی تغییر دهنده زندگی خواهد گرفت...