خط داستانی
ستاره تلویزیونی سالخورده والتر کمپبل تلاش میکند تا با دوست دختر جوانترش لوسی قطع رابطه کند، اما با اعلام بارداری او این تلاشها ناکام میماند. والتر برای پیدا کردن فضا تصمیم میگیرد به دیدار دخترش نیک برود که در بیگ سور زندگی میکند و از بیتوجهی پدرش و رفتارهای زنبارهاش دلخور است. او موافقت میکند که دوست نیک، کیم، را که به تازگی در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت کرده، سوار کند و با بار عاطفی خود دست و پنجه نرم کند. وقتی به بیگ سور میرسند، والتر متوجه میشود که نیک در یک کمون لزبین زندگی میکند و قرار است ازدواج کند. نیک از پذیرش گرایش جنسیاش توسط والتر قدردانی میکند و رابطه آنها شروع به ترمیم میکند، اما این پیوند تازه در معرض خطر نابودی قرار دارد.