نه لقب! 2
No Way! 2
صفدر Adnan قصهگوی محله است. او از همه چیز درباره مشتریانش خبر دارد. وقتی عمداً میفهمد که قرار است اخراج شود، به حفظ شغلش چنگ میزند. آئکوت که از طریق حسابهای شبکههای اجتماعی دخترش میخواهد به یک سلبریتی اینترنتی تبدیل شود، مِروه که برای ترک زندگی شهری به روستا آمده است، و مریج که در ملاقات با روستا برای خواستگار کردن دختر، با هر بدبیاری ممکن روبهرو شد—اینها قصههای سرگرمکنندهای هستند که عدنان با مخاطبانش به اشتراک میگذارد...