خط داستانی
مارتا یک پیانو از مغازه موسیقی دستدوم به خانه میآورد. او تقریبا موفق میشود. آلبرت برای سیامین سال است که به پولا میگوید که عاشقش است و تقریبا موفق میشود. پولا میخواهد به آلبرت به همان لحن پاسخ دهد و عملا موفق میشود. کارآگاه کیتس تمام زندگیاش رویای پرواز با چتر دارد و تقریبا موفق میشود. میریم میخواهد بدل به هنرمند سیرک شود و تقریبا موفق میشود. زنبور عسل میخواهد از پنجره بسته خارج شود و تقریبا موفق میشود. این فیلم بدون شخصیتهای اصلی است که در ساختمان آپارتمانیی بتنآمیز، زندگیهای شخصیتهایی که سرشان را از دست دادهاند به طور دراماتیک و کمتر دراماتیک درهم تنیده میشوند.