خط داستانی
زینب استعداد فوقالعادهٔ پدرش ایسمایل را به ارث میبرد که روزگاری با استعدادترین اما بدشانسترین فوتبالیست دیار دیاربکر بود. با این حال، استعداد تنها کافی نیست؛ او باید برای فرصت برابرِ پیگیری رویاهایش بجنگد. در حالی که ایسمایل با پذیرش آرزوی دخترش دست و پنجه نرم میکند، زینب ناچار به ازدواج میشود و فرار جسورانهای را رقم میزند. با پنهانسازی فداکاری خواهری که تقصیر را پذیرفت، او به میدان میرود و پیراهن تیم ملی را بر تن میکند تا نمادی از امید و شجاعت برای دختران بیشمار باشد.