خط داستانی
ملاتی دختر نوجوانی روشندل شاد و زرنگ و زیبا است که اخیرا از امتحانات مدرسه گذر کرده و برای کارآموز معلمی به دانشکده معلمی درخواست داده است. مادر ملا تی شریفه تنها مادر است و به پسری معلول در روستا محبت میکند و او را مانند فرزند خودش میپذیرد. وقتی هیشاب جوان خوشتیپ از شهر به روستا منتقل میشود با او آشنا میشود و ملا تی دچار عشق میشود. هرگاه پذیرش او برای دوره آموزشی در دانشکده معلمی میشود، ملا تی هنگام ترک مادر و هیشاب احساس اندوه میکند.