خط داستانی
ورُمی، مکانیکِ بااستعداد و خوشمشرب، با بهترین دوست خود پَک که صادق و بیپرواست، تمام حقوق را برای یک عقبافتادگی در یک کارگاه صرف میکند. هدفشان تاسیس کارگاهی موفق است تا از کارهای امنیتی بیروح و خانوادههای پر عشق و عجیب و پر توقع و سطح زندگی پایین در روستایشان به نام هَندتا بتوانند فرار کنند. وظیفه سادهٔ آنها برای پرداخت اولیهٔ مالک کارگاه در همان شب روستا به طرز مضحکی با زندگی عاطفی ورُمی و عشق پَک به ماریجوانا دشوار میشود. مشکلات و خندهها با حضور شکارچیان مواد مخدر خشن، جمعآوریکنندهٔ خیریه، دوستدختران سابق دیوانه و روستاییان عجیب دیگر افزایش مییابد.