خط داستانی
درول حقیقتاً جوانی شجاع، صادق و ملیگرا است که درون و بیرونِ او با هم یکساناند؛ اما سالها پیش، در حالی که سعی میکرد به یک غریبه جدیِ مجروح در خیابان کمک کند، دستگیر شد. تا مدتی که حبسش را کشید، فرصت تحصیل را از دست داده بود و شغلی نیاموخته بود؛ به عبارت دیگر، «زندگی را از دست داده بود». تنها چیزی که داخل زندان یاد گرفت، «قانون افتخار جوانان» بود. نامش به «کُشنده» تبدیل شده بود و او پیش از این برای آن هزینه پرداخت کرده بود. بنابراین، استفاده از این سرمایه برای بقا در این دنیا به امری اجتنابناپذیر تبدیل شده بود. اگر قدرتمندان کنترل نقاط را به دست گرفتهاند و قواعد بازی مشخص شدهاند، آنگاه در گرههای این نقاط، آنها بدون تردید در رأس هر پل با دِلی دومرول روبهرو خواهند شد.