خط داستانی
آیخان یک افسر پلیس است که شغل خود را ترک کرده است. او زندگی جدیدی را در خانه جنگلی آغاز میکند، دور از سازمان و همه چیزهایی که سالها با آنها دست و پنجه نرم کرده است. در یک شکار ناآرام، او یک مارتین را میکشد. کارادایی، که در آن زمان ظاهر میشود، به آیخان درباره مارتینها هشدار میدهد. کارادایی با وجود رفتار عجیبش، به نظر میرسد که فرد خوبی است، اما پیشگویی او درباره مارتینها ترسناک است. در مواجهه با یادآوریهای گذشته در خانه، آیخان همچنین با مارتینی که او را تعقیب کرده است، دست و پنجه نرم میکند.