خط داستانی
لالا بارث فردی ترنسجندر با گذشته ای شدید است. او با دوست پسرش جاناتان تقریبا پنج سال است که رابطه دارد. آنها با هم زندگی میکردند و حدود یک سال پیش فرایند فرزندخواندگی را آغاز کردند. مادر شدن بزرگترین رویا برای لولا است و او آماده است هر کاری را انجام دهد تا این رویا محقق شود. جاناتان که همواره به او نزدیک بوده، نظر متفاوتی دارد و احساس مردد بودن نسبت به پدر بودن دارد، اما برای خوشحال کردن لولا همچنان به پیش میرود. وقتی احتمال واقعی برای پذیرش یک کودک به فرزندخواندگی مطرح میشود، وضعیت تغییر میکند.