خط داستانی
نویسنده فرهنگ پاپ و رماننویس آیندهدار، ونسا سیلز، مصاحبهای با نویسنده مرموز و دور از دسترس مارتین کلیبورن در شهر روستاییاش ترتیب میدهد. اما او متوجه میشود که آرزوها، رویاها و زندگی عاشقانهاش در این مسیر به حاشیه رفتهاند. وقتی ونسا به خانهاش در پورتلند برمیگردد و هدیهای مرموز از مارتین دریافت میکند، تصمیمی غیرمنتظره میگیرد و در نهایت به توصیه خود عمل میکند: «با شجاعت به سمت رویاهایت برو و زندگیای را که تصور میکنی، زندگی کن.»