خط داستانی
امری و زیمن به عنوان مکانیک کار می کنند و در کلوپ شبانه موسیقی مینوازند. زیمن دوشیزه ای به نام ارنی دارد. امری با ایفایی رو به رو میشود که از حفاظت در برابر قربانی شدن توسط قاچیان کارتل کار میطلبد. ناپدید شدن ایفای سبب خشم کارلو میشود و جستجو برای یافتن ایفای آغاز میشود. ایفای اکنون پیشخدمت کلوپ شبانه است که امری و زیمن اجرا میکنند. رابطه امری با ایفای به صمیمیت میگراید. کارلو پس از دانستن مکان ایفای ظاهر میشود. ایفای به طور وحشیانه در اتاقش کشته میشود و امیر مظنون است و توسط پلیس تعقیب میشود. امیر وعده میدهد که با کمک ارنی انتقام بگیرد