جمعه
Djomeh
جمعه یک جوان افغان است که به دلیل مشکلات خانوادگی به ایران آمده است. او به عنوان پسر شیری کار میکند و با تبعیض از سوی روستاییان ایرانی و بیاحترامی از جانب حبیب، یک افغان دیگر که به او اعتماد شده، مواجه میشود. تنها کسی که به او دوستی نشان میدهد، کارفرمایش است که جمعه از او میخواهد تا در خواست ازدواجش از یک زن روستایی میانجیگری کند.